قسمت اول

خانواده ، ازدواج ، حقوق ، مرد و زن ، حجاب ، ازدواج ، طلاق


خانواده

1- هرچيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه زوجين گردد براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود . و بالعكس هر چيزي كه باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيانبار است و بايد با آن مبارزه كرد .

2- عامل تشكيل خانواده كه خود يك عامل اخلاقي است ، عاملي است كه جانشين نمي‌پذيرد.

3- صلح خانوادگي غير از صلح سياسي است . در صلح خانوادگي اتحاد و يگانگي و آميخته شدن روحها بايد تحقق پذيرد. همچنانكه در صلح و سازش ميان پدران و فرزندان نيز چيز بالاتر از عدم تعرض ضروري است .

4- جامعه هر اندازه براي عفاف و پاكي احترام بيشتري قائل باشد براي خائنان مجازات شديدتري قائل مي‌شود و عكس آن , برعكس .

فرزندان

5- پدران و مادراني كه به سعادت فرزندانشان علاقمندند نبايد هيچگونه تبعيضي در بين آنها بگذارند

6- موافق ميل رفتار كردن , غير از مطابق مصلحت رفتار كردن است . آن پدر و مادر هم محبت عميق و عاقلانه و منطقي‌شان نمي‌تواند محدود باشد به خواست فرزند و به زمان حال , آينده را هم بايد در نظر بگيرند .

7- اسلام تجرد و غروبت را پليد مي‌داند .

8- اسلام ازدواج را مقدس و تجرد را پليد شمرد . اسلام دوست داشتن زن را جزء  اخلاق انبيا معرفي كرد و گفت ’’ من اخلاق انبياء حب النساء ‘‘ پيغمبر اكرم مي‌فرمود : من به سه چيز علاقه دارم : ْ’’بوي خوش زن و نماز ‘‘ .

9- ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب است و اين تنها امري است كه با وجود اينكه پايه طبيعي و شهواني دارد جنبه اخلاقي نيز دارد و در ميان غرايز شهواني انسان تنها غريزه‌اي كه اشباع آن تاثيري در معنويت انسان دارد , غريزه جنسي است .

10- در اسلام پيوند ازدواج بالاتر از شهوات است . يعني در اسلام مرد به زن به آن چشم نگاه نمي‌كند كه يك جوان عرب به يك زن هرجايي نگاه مي‌كند , يعني فقط شهوت است كه پايه وحدت زوجين را تشكيل مي‌دهد . بلكه پايه يك زندگي خانوادگي بايد مودت و رحمت باشد . 4

11- در اسلام براي ازدواج تنها عقل و بلوغ كافي نيست , بلكه علاوه بر بلوغ و

 

 عقل , رشد نيز لازم است .رشد غير عقل است.

12- ازدواج با كافر مشرك جايز نيست و نيز زن مسلمان نمي‌ تواند به عقد غير مسلمان درآيد . در شيعه فقط ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب به صورت عقد موقت جايز است .

خواستگاري

13- خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود . براي مرد قابل تحمل است كه از زني خواستگاري كند و جواب رد بشنود تا بلاخره زني رضايت خود را به همسري با او اعلام كند , اما براي زن كه مي‌خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند , قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احياناً جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود.

14- محبت زن خوب است به صورت عكس العمل محبت مرد باشد نه به صورت ابتدايي . عشق ابتدايي زن يعني عشقي كه از ناحيه زن شروع بشود و زن بدون آنكه مرد قبلاً او را خواسته باشد عاشق مردي بشود , همواره مواجه با شكست عشق و شكست شخصيت خود زن است , برخلاف عشقي كه به صورت پاسخ به

     

عشق ديگري در زن پيدا مي‌شود , اينچنين عشق , نه خودش شكست مي‌خورد و نه به شخصيت زن لطمه و شكست وارد مي‌كند.

15- پيغمبر اكرم خود چند دختر شوهر داد . هرگز اراده و اختيار آنها را از آنها سلب نكرد .

15-1- فلسفه‌ي اين‌كه دوشيزگان لازم است- يا لا اقل خوب است بدون موافقت پدران با مردي ازدواج نكنند،ناشي از اين نيست كه قاصر شناخته شده واز لحاظ رشد اجتماعي كم‌تر از مرد به حساب آمده است . اگر به اين جهت بود،چه فرقي  است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه‌ي شانزده ساله نيازي به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد.بعلاوه،اگر دختر از نظر اسلام در اداره‌ كار خودش قاصر است،چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادي داده‌است و معاملات چند صد ميليوني او را صحيح و مستغنا از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي‌داند؟اين مطلب فلسفه‌ي ديگري دارد كه گذشته از جنبه عدله‌ي فقهي ،از اين فلسفه نمي‌توان چشم پوشيد و به نويسندگان قانون مدني بايد آفرين گفت.

حقوق زن و مرد

16- آنچه مسلم است اين است كه اسلام در همه جا براي زن و مرد حقوق

 

مجازاتهاي مشابهي نيز وضع نكرده است . اما آيا در مجموع حقوقي كه براي زن قرار داده ارزش كمتري دارد از آنچه براي مردان قرار داده ؟البته خير چنانكه ثابت خواهيم كرد .

17- زن و مرد در انسانيت متشابه و مساوي هستند اما در عين حال مرد مذكر است و زن انسان مونث . در خود طبيعت ميان مرد وزن تفاوتهايي هست . خصوصياتشان از نظر جسمي و روحي با يكديگر متفاوت است . ما نبايد تحت تاثير فرنگيها اختلافات و تفاوتهايي را كه در ميان زن و مرد هست كه دست خلقت و دست خدا گذاشته است براي اينكه اين دو مكمل يكديگر باشند ناديده بگيريم .

18- مرد از نظر جسماني بر زن تفوق دارد . از نظر مغز و فكر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است . زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد , ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت كرده است .

اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند . اسلام مخصوصاً تاكيد كرده كه زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و عفيف تر حركت كند و خود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده مي‌شود .

19- در خانواده‌هاي مسلمان بيش از آنكه زن در خدمت زن بوده مرد به حكم

وظيفه اسلامي در خدمت بوده زن وسيله آسايش او را فراهم كرده است . زن در
 خانواده‌هايي مورد اهانت و تحقير و ظلم قرار گرفته كه روح اسلامي در آن خانواده‌ها نبوده يا ضعيف بوده است.

1-19- وجه وكفين مرز محبوسيت وعدم محبوسيت زن است.

2-19- در اين‌كه پوشانيده غير وجه و كفين بر زن واجب است از لحاظ فقه اسلام هيچ‌گونه ترديدي وجود ندارد . اين قسمت جزء ضروريات و مسلمات است . نه از نظر قرآن و حديث و نه از نظر فقوايي در اين باره اختلاف و تشكيكي وجود ندارد.آن‌چه مورد بحث است پوشش چهره و دست‌ها تا مچ است.

3-19- مبناي حجاب در اسلام چنان‌كه گفتيم اين‌است كه التذاذات جنسي بايد به محيط خانوادگي و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع ، خالص براي كار و فعاليت باشد . به همين جهت به زن اجازه نمي‌دهد كه وقتي از خانه بيرون مي‌رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمي‌دهد كه چشم‌چراني كند. چنين حجابي نه تنها نيروي كار زن را فلج نمي‌كند موجب تقويت نيروي كار اجتماع نيز مي‌باشد.

4-19- شرافت زن اقتضا مي‌كند كه هنگامي‌كه از خانه بيرون مي‌رود متين و سنگين و با وقار باشد،در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ‌گونه عمدي كه باعث

 تحريك و تهييج شود به كار نبرد عملا مرد را به سوي خود دعوت نكند،زبان‌دار لباس نپوشد،زبان‌دار راه نرود،زبان‌دار و معني‌دار به سخن خود آهنگ ندهد چه آنكه گاهي اوقات ژستها سخن مي‌گويد،راه رفتن انسان سخن مي‌گويد ،طرز حرف زدنش يك حرف ديگري مي‌زند.

5-19- اگر كسي بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد،البته اين با آزادي طبيعي و حيثيت انساني و حقوق خدادادي زن منافات دارد. چنين چيزي در حجابهاي غير اسلام بوده است ولي در اسلام نبوده و نيست.