علی تاجدینی

امام خمینی در ضمن آثار اخلاقی عرفانی چند رساله مستقل درباره "خوف و رجاء" دارند. یکی از این رسائل در کتاب "اربعین حدیث" ایشان و دیگری در کتاب "جنود عقل و جهل" چاپ شده است. رویکرد امام به مسئله امید و خوف رویکردی عارفانه است و با مذاق عرفانی نوشته شده است نه فلسفی و کلامی. امام در حوزه اخلاق نه به شیوه اخلاق حدیثی و کلامی بحث کرده و نه به شیوه اخلاق فلسفی بلکه اخلاق و موضوعات اخلاق در نظر ایشان از موضع "اهل معرفت" مطرح شده است. امام از منتقدین فلسفه مشایی و دیدگاههای ارسطویی در باب اخلاق بودند، اگر چه در آثارشان از دیدگاههای فلسفه مشایی استفاده کرده انداما منظر ایشان "نظریه تصفیه نفس" بوده است، امام معتقدند اهل معرفت چون زیبایی و زشتی خصال اخلاقی را با شهود دل می بینند به طور طبیعی دست به گناه نمی آلایند و این نگاه با نگاه ارسطویی خیلی تفاوت دارد.

گفتمان امام خمینی درباره امید آینده

به اعتقاد امام امید ریشه در "اسم رحمان" دارد و "یأس" ازشیطان است. از این رو یأس از بزرگترین گناهان کبیره است. به اعتقاد امام "قنوط و یأس از رحمت حق، برگشت کند به تقدیر و تحدید و رحمت الهی و قصور غفران و عفو حق از اندام بی اندام خود و این قنوط از اکبر کبائر است، بلکه الحاد به اسماء الهی و باطنش کفر با ا... العظیم است و جهل به مقام مقدس و حضرات اسماء وصفات و افعال او است. و اثر ونتیجه این نومیدی و قنوط و حرمان و یأس، بازماندن از عمل و دست کشیدن از جدیت و بریده شدن رشته بندگی و گسیخته شدن افسار صاحب آن است.

و کمتر چیزی بنده بیچاره را از درگاه حق تعالی و مقام مقدسش، مثل این حالت دور، و از رحمتش مهجور کند." (جنود عقل و جهل ص138) معنی این سخن امام آن است که امیدواران دارای شرح صدرند و محدود نگر نیستند. به نظر امام "مردان بزرگ که دارای سطح فکر وسیعی می باشند، هیچگاه مأیوس نمی شوند و به وضع فعلی خود نمی اندیشند و برای پیشبرد اهدافشان اگر خودشان فرصت نیافتند، دست از تلاش برنمی دارند." (ولایت فقیه ص135)


خوف و رجاء در متون دین

در متون دین رجاء و امید بدون خوف از خدا مطرح نمی گردد. اگر چه بهتر است کفه امید بیشتر از خوف باشد. اما آیا خوف و رجاء در کنار هم تعارض و تضاد ندارند، امام معتقدند خوف از خدا منافاتی با امید به پرودگار ندارد. امام ترس از خدا را از ترس های مرضی تفکیک می کند و در این زمینه می فرماید: انسان باید دائماً بین این دو نظر باشد: نظر به ذلّ و فقر امکانی و رحمت و نعمت واجبی، تا جمع شود بین خوف و رجاء کامل، چنانچه در حدیث شریف کافی نقل فرماید از حضرت صادق (ع) که: ((در وصیت لقمان چیزهایی بسیار عجیب بود، و عجب تر چیزی که در آن بود آن بود که به فرزندان خود گفت: از خدا بترس، ترسی که اگر در درگاه او بیایی خوبی های ثقلین، عذاب کند تورا. و امیدوار باش به خدا، امیدی که اگر بیایی او را به گناه ثقلین، رحمت کند تورا)). (جنود عقل و جهل ص 46-450) 


تحلیل امید به آینده

به نظر امام امید ناشی از فطرت انسا¬نی است و یأس جنبه مرضی دارد و ناشی از انحراف انسان از سلامت فطرت است. چرا مومن به خداوند و آینده نگاه امید وار دارد؟ تحلیل امام قابل توجه است: بدان که چون عقل به نور فطرت و صفای طینت خود، دریافت به ذوق معنوی عرفانی که حق تعالی –جل و علا- کامل مطلق است و در ذات وصفات و اسماء وفعل او تحدید و تقیید –که از نقایص امکانی است- راه ندارد، وجلوه رحمت آن ذات مقدس محدود به هیچ حد و مقید به هیچ مقیدی نیست، لازمه این معرفت، رجاء واثق و امید کامل به حق و رحمت اوست. چون فطرت او را دعوت به کمال مطلق و رحمت واسعه علی الاطلاق کند، او را به رجاء کامل و امیدواری رساند؛ چنانچه اگر فطرت از نورانیت اصلیه خود محتجب شد، از حق و کمالات ذاتیه و صفاتیه و سعه آن ذات مقدس محجوب شود. این احتجاب گاهی به جایی رسد که از رحمت حق مأیوس شود. واین یأس و قنوط در واقع رجوع کند به تحدید در رحمت، که لازمه آن تحدید در اسماء و صفات، بلکه تحدید در ذات است- تعالی ا... عمّا یقول الظالمون علواً کبیراً. پس معلوم شد که رجاء از فطریات است، و قنوط بر خلاف فطرت مخموره و از احتجاب است. و نیز مبدأ حصول رجاء حسن ظنّ به خدای تعالی، و مبدأ قنوط از رحمت سوءظن علم به وسعه رحمت و ایمان به کمال اسمایی و صفاتی و فعلی است، و جهل به آن. و برگشت این دو، معرفت ذات و جهل به آن است. (جنود عقل و جهل ص129)